گاهی دلم برای آمدنت تنگ می شود

ما بین ما حصاری از سنگ می شود

بازم همین دو چشم منتظر به راه...

در انتظار دیدن تو بی رنگ می شود

این میکده خاموش مانده در سکوت

پروانه را چه عاشقانه منگ می شود

بازم حصار می کند بر گرد شمع انتظار

آرام آرام می سوزد و سنگ می شود...

مسافر